محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى دهلوى

149

مجربات اكبرى ( فارسى )

مضمحل شده بيفتد مجرب است و شوره بوره ايست كه در باروت تفنگ داخل مىنمايند . ديگر كه براى قبض خون مجرب است ، بيضه‌هاى مرغ بجوشانند و هر قدر كه هاضمه را ضرر ندهد همراه پودينه « 1 » تناول نمايند پوست جدا كرده . ديگر كه خون بند كند ، هلهل كه دواى مشهوراست ، برگهاى او بگيرند و يك جوش بدهند و آب جوشيده مذكور بگيرند و بدان آب آبدست نمايند و برگهاى معصوره را باز بپزند چنانچه ساگها مىپزند و با خشكه تناول نمايند قدر مناسب دو سه روز خون مفرط بند شود . ديگر كه خون بواسير بند كند : پوست باربكامين يك دام ، فلفل گرد دو دام ، نبات شش دام ، كوفته ، بيخته ، دو ماشه ، صبح و سه ماشه ، شام بخورد و از بادى و ترشى پرهيزد و اگر رفع قبض مطلوب باشد ساگ بتهوه غذا نمايد . ديگر ؛ برگ درخت انبه همچنان كه سبزاند ماليده بعوض تنباكو بكشند ، بالكل بواسير دفع شود ، خونى بود ، يا بادى . ديگر كه در قبض خون بواسير مجرب و مقرر است ، گوكهر و « 2 » سبز بگيرند و برگهاى نرم او مع گوكهروهاى نرم اندر روغن با قدرى نمك بپزند و بخورند و اگر گوكهر و نرم نباشد چنانچه ساگ او پخته شود ليكن سبز بود عرق ازو كشيده خوردن مفيد است . ديگر كه جهت قبض خون بواسير مجرب است ، ناگيسر دو دام پخته پهتكرى نيم دام ، پخته شكر سپيد برابر جمله كوفته ، بيخته ، چهارده پرى

--> ( 1 ) - پودينه : نعناع . فودنج . ( 2 ) - گوكهر و : خارخسك ( ف ) . خسك ( ع ) . ( لغات فيروزى )